نامه های یه عاشق

اولین نامه
اشک های عشق
درخشندگی قطرات سرشک گرم وسوزاننده ایکه ازچشمان زیبایت
چون مرواریدبرصورت کمی رنگ پریده ات میچکدبی شباهت به قطرات
باران که دردل صدف هاجای میگیردوتبدیل به مرواریدقیمتی میشودنیست.
هنگامیکه پرده شفاف اشگهادردیدگان درخشان تومیدرخشدبی اختیار
بیادشبنم های بهاری میافتم که برروی گلبرگ های باطراوت ونرم گلهازیر
اشعه کمرنگ صبحگاهی تلولوخاصی دارند.
فقط نمیدانم این اشگهای سوزان که ازدل پرحرارت توبصورت
قطرات ازدیده میچکداشگهای عشق است ویااشگهای ندامت وپشیمانی؟؟
سرشک سوزان محبت است یادوری ومحنت؟؟
بمن بگوکه اشگهای عشق است اشگهای عشق کشنده وجاویدان.
هرگزسعی نکن این محبت خداوندی راازمن پنهان کنی چون من
بخاطرمحبت وبخاطرعشق بی پایان زنده ام.
من این اشگهاراچون گنج پربهایی عزیزوگرامی میدارم وبهر
قطره ایکه درخشنده وتابناک باشدبنگرم صورت زیبای تورا
چون صفحه ایینه خاطرات دربرابرم مجسم میکنم.
