مسافر

دلم می خواهد بر بال های باد نشینم و آنچه را که پروردگار جهان پدید آورده زیر پا گذارم تا مگر روزی به

پایان این دریای بی کران رسم و بدان سرزمین که خداوند سر حد جهان خلقتش قرار داده است ُ فرود آیم.

 از هم اکنون در این سفر دور و دراز ستارگان را با درخشندگی جاودانی خود می بینم  که راه هزاران

ساله را در دل افلاک می پیمایند  تا به سر منزل غایی سفر خود برسند اما بدین حد اکتفا نمی کنم . و

هم چنان بالا تر می روم بداان جا می روم که دیگر ستارگان فلک را در آن راهی نیست ...

شیللر